تبلیغات
آخرین دانه تسبیح - خاطرات طلبه شهید سید علی حسینی (قسمت سی و دوم)
آخرین دانه تسبیح
وبلاگ اختصاصی هیئت اباصالح المهدی (عج) قزوین

خاطرات طلبه شهید سید علی حسینی

قسمت سی و دوم

تنبیه عمومی

 

علی به ندرت حرفی رو با حالت جدی می زد ... اما یه بار خیلی جدی ازم خواسته بود، دست روی بچه ها بلند نکنم... به شدت با دعوا کردن و زدن بچه مخالف بود ... خودش هم و همیشه کارش رو با صبر و زیرکی پیش می برد ...

تنها اشکال این بود که بچه ها هم این رو فهمیده بودن ... اون هم جلوی مهمون ها ... و از همه بدتر، پدرم ...

 

 

علی با شنیدن حرف بچه ها، زیر چشمی نگاهی بهم انداخت ... نیم خیز جلوی بچه ها نشست و با حالت جدی و کودکانه ای گفت ...

- جدی؟ ... واقعا مامان، مریم رو زد؟ ...

 

 

بچه ها با ذوق، بالا و پایین می پریدن ... و با هیجان، داستان مظلومیت خودشون رو تعریف می کردن ...و علی بدون توجه به مهمون ها ... و حتی اینکه کوچک ترین نگاهی به اونها بکنه ... غرق داستان جنایی بچه ها شده بود ...

 

 

داستان شون که تموم شد ... با همون حالت ذوق و هیجان خود بچه ها گفت ...

- خوب بگید ببینم ... مامان دقیقا با کدوم دستش مریم رو زد ...

و اونها هم مثل اینکه فتح الفتوح کرده باشن ... و با ذوق تمام گفتن ... با دست چپ ...

 

 

علی بی درنگ از حالت نیم خیز، بلند شد و اومد طرف من ... خم شد جلوی همه دست چپم رو بوسید ... و لبخند ملیحی زد ...

- خسته نباشی خانم ... من از طرف بچه ها از شما معذرت می خوام ...

 

 

و بدون مکث، با همون خنده برای سلام و خوشامدگویی رفت سمت مهمون ها ... هم من، هم مهمون ها خشک مون زده بود ... بچه ها دویدن توی اتاق و تا آخر مهمونی بیرون نیومدن ... منم دلم می خواست آب بشم برم توی زمین ... از همه دیدنی تر، قیافه پدرم بود ... چشم هاش داشت از حدقه بیرون می زد ...

 

 

اون روز علی ... با اون کارش همه رو با هم تنبیه کرد ... این، اولین و آخرین بار وروجک ها شد ... و اولین و آخرین بار من...

 

 

ادامه دارد...

 

کانال تلگرام هیئت :
telegram.me/heiat_abasaleh




نوع مطلب :
برچسب ها : آخرین دانه تسبیح، هیئت اباصالح المهدی (عج) قزوین، طلبه شهید سید علی حسینی، خاطرات طلبه ی شهید سید علی حسینی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 فروردین 1396 08:01 ق.ظ
Howdy just wanted to give you a quick heads up. The text in your post seem to be
running off the screen in Chrome. I'm not sure if this is a formatting issue or
something to do with browser compatibility but I thought I'd post
to let you know. The design and style look great though! Hope you get
the problem fixed soon. Kudos
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

" ای کاش که یک دانه ی تسبیح تو بودم
تا دست کشی بر سر سودا زده من "


هر هفته سه شنبه شب ها
ساعت شروع : 20:30
مکان : قزوین چهار راه نادری (بوعلی) به سمت جهار راه نظام وفا نبش کوچه مشاطان
پیامک برقراری ارتباط : 10000000001401

کانال تلگرام هیئت :
telegram.me/heiat_abasaleh
مدیر وبلاگ : هیئت اباصالح المهدی (عج) قزوین
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :