تبلیغات
آخرین دانه تسبیح - خاطرات طلبه شهید سید علی حسینی (قسمت سی و ششم )
آخرین دانه تسبیح
وبلاگ اختصاصی هیئت اباصالح المهدی (عج) قزوین


خاطرات طلبه شهید سید علی حسینی

قسمت سی و ششم

اشباح سیاه

 

حالم خراب بود ... می رفتم توی آشپزخونه ... بدون اینکه بفهمم ساعت ها فقط به در و دیوار نگاه می کردم ... قاطی کرده بودم ... پدرم هم روی آتیش دلم نفت ریخت ...

 

 

برعکس همیشه، یهو بی خبر اومد دم در ... بهانه اش دیدن بچه ها بود ... اما چشمش توی خونه می چرخید ... تا نزدیک شام هم خونه ما موند ... آخر صداش در اومد ...

- این شوهر بی مبالات تو ... هیچ وقت خونه نیست ...

به زحمت بغضم رو کنترل کردم ...

- برگشته جبهه ...

 

 

حالتش عوض شد ... سریع بلند شد کتش رو پوشید که بره... دنبالش تا پای در رفتم اصرار کنم برای شام بمونه ... چهره اش خیلی توی هم بود ... یه لحظه توی طاق در ایستاد ...

- اگر تلفنی باهاش حرف زدی ... بگو بابام گفت ... حلالم کن بچه سید ... خیلی بهت بد کردم ...

 

 

دیگه رسما داشتم دیوونه می شدم ... شدم اسپند روی آتیش ... شب از شدت فشار عصبی خوابم نمی برد ...

 

 

اون خواب عجیب هم کار خودش رو کرد ... خواب دیدم موجودات سیاه شبح مانند، ریخته بودن سر علی ... هر کدوم یه تیکه از بدنش رو می کند و می برد ...

 

 

از خواب که بلند شدم، صبح اول وقت ... سه قلوها و دخترها رو برداشتم و رفتم در خونه مون ... بابام هنوز خونه بود ... مادرم از حال بهم ریخته من بدجور نگران شد ... بچه ها رو گذاشتم اونجا ... حالم طبیعی نبود ... چرخیدم سمت پدرم...

- باید برم ... امانتی های سید ... همه شون بچه سید ...


 

و سریع و بی خداحافظی چرخیدم سمت در ... مادرم دنبالم دوید و چادرم رو کشید ...

- چه کار می کنی هانیه؟ ... چت شده؟ ...

 

 

نفس برای حرف زدن نداشتم ... برای اولین بار توی کل عمرم... پدرم پشتم ایستاد ... اومد جلو و من رو از توی دست مادرم کشید بیرون ...

- برو ...

 

و من رفتم ...

 

 

ادامه دارد...

کانال تلگرام هیئت :
telegram.me/heiat_abasaleh





نوع مطلب :
برچسب ها : آخرین دانه تسبیح، هیئت اباصالح المهدی (عج) قزوین، طلبه شهید سید علی حسینی، خاطرات طلبه ی شهید سید علی حسینی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 مرداد 1396 06:12 ق.ظ
I absolutely love your website.. Pleasant colors & theme.
Did you develop this web site yourself? Please reply back as I'm wanting
to create my own site and would love to find out where you got this
from or what the theme is named. Kudos!
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:35 ق.ظ
Your style is very unique compared to other folks I have read stuff from.
Thank you for posting when you've got the opportunity, Guess I'll just bookmark this web site.
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:08 ب.ظ
Everything is very open with a really clear clarification of the issues.
It was really informative. Your website is useful. Many
thanks for sharing!
سه شنبه 22 فروردین 1396 02:18 ق.ظ
Hi! I know this is somewhat off topic but I was wondering if you knew where I
could get a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having difficulty finding one?
Thanks a lot!
دوشنبه 21 فروردین 1396 11:00 ب.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here.
The sketch is attractive, your authored subject matter stylish.
nonetheless, you command get bought an edginess over that
you wish be delivering the following. unwell unquestionably come further
formerly again as exactly the same nearly very often inside case you shield this increase.
دوشنبه 21 فروردین 1396 10:21 ق.ظ
Hi, i feel that i saw you visited my weblog so i got here to return the
want?.I'm trying to find things to improve my site!I suppose its
adequate to make use of a few of your concepts!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

" ای کاش که یک دانه ی تسبیح تو بودم
تا دست کشی بر سر سودا زده من "


هر هفته سه شنبه شب ها
ساعت شروع : 20:30
مکان : قزوین چهار راه نادری (بوعلی) به سمت جهار راه نظام وفا نبش کوچه مشاطان
پیامک برقراری ارتباط : 10000000001401

کانال تلگرام هیئت :
telegram.me/heiat_abasaleh
مدیر وبلاگ : هیئت اباصالح المهدی (عج) قزوین
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :